تبلیغات
نسیم یار
شنبه 24 مهر 1389  04:19 ب.ظ    ویرایش: - -
توسط: علی"

ماجرای آشنائى رهبر انقلاب با شهید چمران

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در بخشی از سخنان خود در دیدار با اساتید بسیجی دانشگاه‌ها با با ذكر خاطراتی از شهید دكتر مصطفی چمران، این شهید را انسانی مؤمن، مجاهد، شجاع، بصیر، دانشمند، منصف، هنرمند، با صفا، اهل مناجات، دارای روحیه ای لطیف و بی اعتنا به نان، نام و مقام دنیا توصیف كردند كه آن را در این قسمت می‌خوانید و می‌شنوید:

اولاً این شهید یك دانشمند بود؛ یك فرد برجسته و بسیار خوش‌استعداد بود. خود ایشان براى من تعریف میكرد كه در آن دانشگاهى كه در كشور ایالات متحده‌ى آمریكا مشغول درسهاى سطوح عالى بوده - آنطور كه به ذهنم هست ایشان یكى از دو نفرِ برترینِ آن دانشگاه و آن بخش و آن رشته محسوب میشده - تعریف میكرد برخورد اساتید را با خودش و پیشرفتش در كارهاى علمى را. یك دانشمند تمام‌عیار بود. آن وقت سطح ایمان عاشقانه‌ى این دانشمند آنچنان بود كه نام و نان و مقام و عنوان و آینده‌ى دنیائىِ به ظاهر عاقلانه را رها كرد و رفت در كنار جناب امام موساى صدر در لبنان و مشغول فعالیتهاى جهادى شد؛ آن هم در برهه‌اى كه لبنان یكى از تلخترین و خطرناكترین دورانهاى حیات خودش را میگذرانید. ما اینجا در سال 57 مى‌شنیدیم خبرهاى لبنان را. خیابانهاى بیروت سنگربندى شده بود، تحریك صهیونیستها بود، یك عده هم از داخل لبنان كمك میكردند، یك وضعیت عجیب و گریه‌آورى در آنجا حاكم بود، و صحنه هم بسیار شلوغ و مخلوط بود.

...

ادامه مطلب   


نظرات()   
شنبه 24 مهر 1389  04:19 ب.ظ    ویرایش: - -
توسط: علی"

پاى تخته مى‌ایستادم و با دانشجویان حرف می‌زدم



حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار با مسئولان دفاتر نهاد نمایندگی ولی‌فقیه در دانشگاه‌ها، حضور در محیط دانشگاهی و ارتباط با دانشجویان را فرصت عظیم و گرانبهائى دانستند كه باید آن را مغتنم شمرد. آنچه در پی می‌آید خاطره‌ای است از ایشان در مورد نحوه ارتباط روحانیون با دانشجویان در سال‌های پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، كه در دیدار امروز بیان شد:

قبل از انقلاب، بعضى از روحانیون، از جمله بنده‌ى حقیر با دانشجوها ارتباطاتى داشتیم. این ارتباطات، ارتباطات سازمانى نبود، ارتباطات تشكیلاتى نبود، ارتباطات در مسائل مبارزاتىِ تند نبود؛ ارتباط فكرى و تبیینى بود؛ یعنى جلساتى داشته باشیم كه دانشجوها در آنجا شركت كنند، یا ما احیاناً در جلسه‌اى از جلسات دانشجوئى در دانشگاه شركت كنیم.

در آن اوقات، بنده در مشهد جلسه‌اى داشتم كه بین نماز مغرب و عشاء برگزار میشد. پاى تخته مى‌ایستادم و به قدر بیست دقیقه یا نیم ساعت صحبت میكردم. مستمعین هم نود درصد جوان بودند؛ جوانها هم غالباً دانشجو و بعضاً دبیرستانى. یك شب مرحوم شهید باهنر (رحمة اللَّه علیه) مشهد بود، با من آمد مسجد ما. وضعیت را كه دید، شگفت‌زده شد. حالا آقاى باهنر كسى بود كه در تهران با مجامع جوان و دانشجوئى هم مرتبط بود. ایشان گفت كه من به عمرم اینقدر جمعیت دانشجوئى و جوان در یك مسجد ندیده‌ام. حالا توى مسجد ما مگر چقدر جوان بود؟ حداكثر مثلاً سیصد و چهل پنجاه نفر. در عین حال براى یك روحانىِ روشنفكرِ مرتبط با جوانها، مثل آقاى باهنر، كه خودش هم دانشگاهى بود و دوره‌هاى دانشگاهى را دیده بود و محیطهاى دانشجوئى را میشناخت و از فعالیتهاى مذهبىِ به‌روز و متجددانه هم مطلع بود، جمع شدن حدود سیصد یا سیصد و پنجاه نفر جوان - كه شاید از این تعداد، مثلاً دویست نفرش دانشجو بودند - چیز عجیبى بود و ایشان را دهشت‌زده و تعجب‌زده كرده بود: دویست تا دانشجو یك جا جمع بشوند و یك روحانى برایشان صحبت كند؟!

حالا این را مقایسه كنید با وضعیتى كه امروز شما توى دانشگاه دارید. دسترسى روحانى فاضل جوان - مثل شما - به محیط دانشگاهى، به دانشجو، به استاد؛ این را مقایسه كنید، ببینید چه فرصت عظیم و گرانبهائى است. این فرصت را باید نگه دارید، این فرصت را باید خیلى مغتنم بشمرید.

   


نظرات()   
شنبه 24 مهر 1389  04:17 ب.ظ    ویرایش: - -
توسط: علی"


می‌گفتم آزادی اسراء سى سال طول می‌كشد!


حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار سال گذشته با اعضای دفتر رهبری و سپاه حفاظت ولی‌امر، به بیان خاطره‌ای از وضعیت بازگشت آزادگان دفاع مقدس پرداختند كه پایگاه اطلاع‌رسانی معظم‌له، آن را به شرح زیر منتشر می‌كند:

بعد از آغاز جنگ تحمیلى هم ده‌ها بار - حالا اگر ریزهایش را بخواهیم حساب كنیم، بیش از این حرفها شاید بشود گفت؛ هزارها بار، اما حالا آن رقمهاى درشت را آدم بخواهد حساب كند - ما نصرت الهى را دیدیم؛ كمك الهى را دیدیم. یكى‌اش همین آمدن اسرا بود.


ما حدود پنجاه هزار اسیر پیش عراق داشتیم؛ پنجاه هزار. او هم یك خرده كمتر از این، در همین حدودها، اسیر دست ما داشت. منتها فرقش این بود كه اسیرهائى كه او پیش ما داشت، همه نظامى بودند، اسیرهائى كه ما پیش او داشتیم، خیلى‌شان غیرنظامى بودند. توى همین بیابانها مردم را جمع كرده بودند، برده بودند. من وقتى كه جنگ تمام شد، به نظرم رسید كه پس گرفتن این اسیرها از صدام، احتمالاً سى سال طول میكشد؛ سى سال! چون تبادل اسرا را در جنگهاى معروف دیده بودیم دیگر. در جنگ بین‌الملل، جنگ ژاپن، بعد از گذشت بیست سى سال، هنوز یك طرف مدعى بود كه ما چند تا اسیر پیش شما داریم؛ او میگفت نداریم؛ چك چونه، بنشین برخیز؛ تا بالاخره به یك نتیجه‌اى میرسیدند. باید صد تا كنفرانس گذاشته بشود، نشست و برخاست بشود، تا ثابت كنیم كه بله، فلان تعداد اسیر هنوز باقى‌اند؛ آن هم قطره چكانى. صدام اینجورى بود دیگر؛ آدم بدقلق، بداخلاق، خبیث، موذى، هر وقت احساس قدرت كند، حتماً قدرت‌نمائى‌اى از خودش نشان بدهد؛ اینجور آدمى بود؛ صدام طبیعتش خیلى طبیعت پستِ دنى‌اى بود. آدمهاى پست و دنى هرجا احساس قدرت بكنند، آنچنان منتفخ میشوند كه با آنها اصلاً نمیشود هیچ مبادله كرد؛ هیچ. آن وقتى كه احساس ضعف میكنند، در مقابل یك قویترى قرار میگیرند، از مورچه خاكسارتر میشوند! دیدید دیگر؛ صدام به آمریكائى‌ها التماس میكرد. قبل از اینكه آمریكائى‌ها به عراق حمله كنند - این دفعه‌ى اخیر - التماس میكرد كه بیائید با ما بسازید، همه‌مان علیه جمهورى اسلامى متحد بشویم. منتها شانسش نیامد دیگر كه آمریكائى‌ها از او قبول كنند.


من میگفتم سى سال طول میكشد كه اسرا آزاد بشوند. خداى متعال صحنه‌اى درست كرد و این احمق قضیه‌ى حمله‌اش به كویت پیش آمد، احساس كرد كه اگر بخواهد با كویت بجنگد - البته جنگش با كویت به قصد تصرف كامل كویت بود - احتیاج دارد به اینكه از ایران خاطرش جمع باشد؛ این هم با بودن اسرا امكان‌پذیر نیست. اول نامه نوشت به رئیس جمهور وقت و به نحوى به بنده، چون از این طرف جواب درستى نگرفت، بنا كرد اسرا را خودش آزاد كردن، كه دیگر آنهائى كه یادشان است، یادشان هست. یكهو خبر شدیم كه اسرا از مرز دارند مى‌آیند؛ همین طور پشت سر هم گروه گروه آمدند، تا تمام شد. این كار خدا بود، این نصرت الهى بود. و دیگر همین طور از این قضایا تا امروز.
دیدار اعضای دفتر رهبری و سپاه حفاظت ولى امر  5/5/1388


   


نظرات()   
شنبه 24 مهر 1389  04:16 ب.ظ    ویرایش: - -
توسط: علی"


قلّك بچه‌های دانش‌آموز و اشك‌های امام(ره)


آنچه می‌خوانید، روایت رهبر معظم انقلاب است از منقلب‌شدن حضرت امام خمینی (ره) با مشاهده كمك دانش‌آموزان برای امور دفاع مقدس؛ از سوی پایگاه اطلاع‌رسانی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای منتشر می‌شود :

او براى خودش عنوان و بهره‌یى قایل نبود. آن دستى كه توانسته بود تمام سیاستهاى دنیا را با قدرت خویش تغییر دهد و جابه‌جا كند، آن زبان گویایى كه كلامش مثل بمب در دنیا منفجر مى‌شد و اثر مى‌گذاشت، آن اراده‌ى نیرومندى كه كوههاى بزرگ در مقابلش كوچك بودند، هر وقت از مردم صحبت مى‌شد، خودش را كوچكتر مى‌انگاشت و در مقابل احساسات و ایمان و شجاعت و عظمت و فداكارى مردم سر تعظیم فرود مى‌آورد و خاضعانه مى‌گفت: مردم از ما بهترند. انسانهاى بزرگ همین‌گونه‌اند. آنها چیزهایى را مى‌بینند كه دیگران نمى‌توانند و یا نمى‌خواهند رؤیت كنند. گاهى در مقابل كارهایى كه به نظر مردم معمولى مى‌آید، آن روح بزرگ و آن كوه ستبر تكان مى‌خورد و مى‌لرزید.

هنگام جنگ، بچه‌هاى مدرسه در نماز جمعه‌ى تهران، قلك‌هاى خود را شكسته بودند و پولهایش را براى جنگ هدیه كرده بودند. فرداى آن روز كه خدمت امام(ره) رسیده بودم، ایشان را در حالى كه چشمهاى خدابینش از اشك، پُر شده بود، دیدم؛ به من فرمودند: كار این بچه‌ها را دیدى؟...

به قدرى این كار به نظرش عظیم آمده بود كه او را متأثر ساخته بود.
سخنرانى در مراسم جمعی از مردم مشهد، كاركنان نهضت سواد آموزى و مسؤولان وزارت نیرو 8/4/68

   


نظرات()   
شنبه 24 مهر 1389  04:14 ب.ظ    ویرایش: - -
توسط: علی"

شعر ویژه سفر امام خامنه ای به قم



هوای شهر عطر آگین است --- قم بهر قدوم رهبری آذین است

با آنکه هوای مهر سرد است ولی --- امروز هوا هوای فروردین است

مه پاره انقلاب قم می‌آید --- اسطوره عشق ناب قم می‌آید

صد طعنه اگر زنند من گویم --- احیاگر آفتاب قم می‌آید.

آواز خوش ترانه‌ای می‌آید --- خوش‌حالی بی کرانه‌ای می‌آید

با شور و شعف چلچله‌ها می‌خوانند --- سید علی خامنه‌ای می‌آید


(به نقل از: www.leader-khamenei.com)

   


نظرات()   
شنبه 24 مهر 1389  04:14 ب.ظ    ویرایش: - -
توسط: علی"

بهترینش می­دانستند که تا آخرین لحظات هم

 به خود اجازه پیشی گرفتن نمی­دانند

بماند که چه ظلم­ها کردند تا نتواند

اصلی­ترین سخنش را به دنیا بفهماند

تا اینکه در حج آخرینش دست علی را بالا گرفت

 و به دنیا نشانش داد. تا نگویند ملتی را بدون راهبر تنها گذاشت.

نه به آن شدّت و حدّت ولی مشابهش را امام خودمان انجام داد

وقتی نوشت"ایشان لیاقت رهبری را دارند"

""به مناسبت تشریف فرمایی مقام معظم رهبری به قم""

   


نظرات()   
شنبه 24 مهر 1389  04:07 ب.ظ    ویرایش: - -
توسط: علی"

http://khamenehei.persiangig.com/13890627_02101441.jpg

به گزارش فارس شعر منتشر نشده‌ شهریار درباره رهبر انقلاب به همراه متن تقدیمی این شاعر به شرح زیر است:

بر آستان والای آیت الله خامنه‌ای ریاست جمهوری اسلامی محبوب و امام جمعه بزرگوار تهران تقدیم و توفیق روزافروز ایشان و امام امت و رزمندگان اسلام را شب و روز به دعا مسئلت می‌نمایم.

رشگم آید که تو حیدر بابا
بوسی آن دست که خود دست خداست


راستان دست چپ از وی بوسند
که خدا بوسد از او دست راست

در امامت به نماز جمعه
صد هزارش بخدا دست دعاست

من بیان هنرم، یک دل و بس
او عیان هنر از سر تا پاست

او شب و روز برای اسلام
پای پویا و زبان گویاست

او چه بازوی قوی و محکم
با امامی که ره و رهبر ماست

شهریارا سری افراز به عرش
کو نگاهیش به (حیدربابا) ست

تبریز- دوازدهم ذی‌الحجه/ 1407 هجری قمری مطابق هفدهم امرداد /1366 شمسی
سیدمحمدحسین شهریار (در هشتاد و دو سالگی)

   


نظرات()   

نسیم یار